این قصّه کمی دگر به سر می آید آن یار که رفته از سفر می آید
با پرچم سرخ و ذوالفقار حیدر با سیصد و سیزده نفر می آید

می دونم غریبی آقا توی این دوره زمونه
جمعه ها چشم انتظاری که یکی دعا بخونه
الهم عجل لولیک الفرج
برچسبها:
تاريخ : شنبه 28 تیر 1393 | 23:06 | نویسنده : yamahdi68 |
ارسال نظر(0)


